خرید بک لینک
از قدیم گفته اند هر گِردی، گردو نیست. هر کلمه ‏ای که بر وزن أَفعَل بياید، حتما که اسم تفضيل نیست چون ممکن است یکی از موارد زیر باشد: ١) صفت مشبهة به معنی:✅رنگ: أَزْرَق،زَرْقاء: آبیأَحْمَر،حَمْراء:سرخ- أَبْیَض،بَيْضاء: سفید- أَسْوَد،سَوْداء: سیاه-أَصْفر،صَفْراء: زرد،...✅عيب: أَحْمَق،حَمْقاء:ابله و نادان-أَصَمّ،صَمّاء: کر-أَعْمَی،عَمْياء: کور-أَبْکَم،بَکْماء: لال،أَعْوَج،عَوْجاء: کج✅حُسن و زیبایی : أَزْهَر،زَهْراء: درخشان – أَحْوَر،حَوْراء: سفیدی چشم و سیاهی‎اش پر رنگ باشد. آهو چشم٢) فعل ماضي باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

#تست_آزمون_خیلی_سبزعين الصحيح في استخدام العدد والمعدود:(۱) في هذه القرية الصغيرة يعيش خمس عشرة أسرة!(٢) ما استطاع زملائي أن يحلوا واحداً سؤالاً من امتحان الرياضيات!(۳) في مكتبة جدّي يُوجد عشرون و أربع كتاباً تاريخياً!(۴) هل تُصدّق أنَّ الغراب يعيش ثلاثين سنوات أو أكثر؟!پاسخ: گزینه 1️⃣زیر مبحث درس ۲ پایه دهم⏮️«خَمس عشرة» و «ثلاثين» اعدادِ بالاتر از ۱۰ هستن پس معدودشون چه طور میاد؟قواعد معدودبرای به کار بردن معدود باید قواعدی را بلد باشیم که به صورت مختصر آنها را بیان میکنیم:(۱)- اعداد «۱» و «۲ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

فوت و فن تشخیص شتابان مفعول: 1- فعلِ با ضمایر متصل " و، ا،تَ،تُ،تِ، تما،تم،تُنَّ و... " + اسم :أکَلْتُ الطعام2-فعل صیغه مخاطب یا صیغه متکلّم + اسم: لا تاکلوا الطعام نَاکُلُ الطعام فی المطبخ.3-ترکیب اسم (یاضمیر، اشاره) + فعل + اسم بعضُ الطلابِ لایاکلون الطعامنحنُ ناکُلُ الطّعامهولاء یاکلونَ الطعام4-فعل مخالف با اسم بعد از خودش از نظر جنسیت1⃣ فعل مونث+ اسم مذکر : تُرشِدُ الطالب2⃣ فعل مذکر+ اسم مونث یا جمع غیر انسان:کَتَبَ المَسألَةَ...الغُرابُ حَذَّرَ الطّیور...5-فعل+ نون وقایه+ ضمیر یُحَیِّرُنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

یک نکته ترجمه ای:⭕اگر ضمیر متصلِ به فعل، مرجعش در قبلش آمده باشد، نیازی به ترجمه کردن ضمیر متصلِ نیست. مانند:♦الْآثارُ ٱلْقَديمَةُ الَّتِي ٱکْتَشَفَهَا ٱلْإِنسانُ، تُؤَکِّدُ ٱهْتِمامَ ٱلْإِنْسانِ بِالدّين.آثار کُهنی را که انسان کشف نموده به توجّه کردن انسان به دین تأکید می‌کنند.♦الْجَرّارَةِ سَيّارَةٌ نَسْتَخدِمُها لِلْعَمَلِ فِي الْمَزرَعَةِ. تراکتور ماشینی است که برای کار در مزرعه استفاده می‌کنیم.♦الظُّروف هی الأوْضاعُ وَ الأحْوالُ الَّتي نُشاهِدُها حَوْلَنا.:شرایط، همان اوضاع و احوالی است کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

نکته طلایے : ┈•●❨⚫❩●•┈⬅️ وزن «أفعال» همیشه جمع مکسّر است :مثال: أوقات، أبيات، أصوات، أموات، أديان، أسنان⬅️ ولی وزن «إفعال» مفرد و مصدر باب افعال است❌پس مصدر باب " إفعال "را با جمع مکسر بروزن " أفعال " اشتباه نگیرید: مثال: أخبار( جمع مکسر از خَبر) : خبرهاإخبار( مصدر ومفرد) : خبر دادنألعاب ( جمع مکسر از لعب) : بازے هاإلعاب ( مصدر ومفرد) : به بازے وا داشتنأنعام ( جمع مکسر از نعَم) : چهار پایان کارإنعام ( مصدر ومفرد): بخشیدن، انعام دادنأنفاق ( جمع مکسر از نفق) : تونل هاإنفاق ( مصدر ومفرد): انفاق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

┄┄❅❅┄┄ اسم مبالغه: اسمی است که بر وجود صفتی به میزان زیاد در شخص یا شی دلالت می‌کند.دو وزن مهمّ آن «فَعّال» و «فَعّالة» است؛ که:1⃣ بر بسیاری صفت یا انجام کار دلالت دارد:صَبّار(بسیار بردبار)؛ غَفّار(بسیار آمرزنده)؛ کَذّاب(بسیار دروغگو)؛ رَزّاق (بسیار روزی دهنده)؛ خَلّاق(بسیار آفریننده)؛ عَلّامة (بسیاردانا)؛ فهّامَة(بسیار فهمیده)؛ أَمّارَةٌ (بسیار امرکننده)؛ کَذّاب (بسیار دروغگو)؛ طَنّان (بسیار طنین انداز)؛ شَلّال (آبشار، جایی که آب بسیار فرو می‌ریزد)؛ تیّار (جریان، عبور فراوان آب یا برق).2⃣ گاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

برای تعیین نوع کلمه (اسم یا فعل بودن أفعل) می‌توان از کلمه بعد از أفعل کمک گرفت:أفعل در چیدمان زیر فعل است:✅أفعل + اسم مرفوع ( ـُ. ـٌٍ. انِ ون)✅أفعل + اسم منصوب ( ـَ. ـً )✅أفعل +نون وقایه+يأحبّ الناسُ اشعار المتنبی: مردم شعرهای متنبی را دوست داشتند.أَحَبَّني الناسُ: مردم مرا دوست داشتند.أَحَبَّ الناسَ: مردم را دوست داشت.أفعل در چیدمان زیر اسم تفضیل است:✅أفعَل + اسم مجرور ( ــِ ـٍ )أَحَبُّ النّاسِ أنفعُهُم للناس.محبوب ترین مردم سودمندترینشان به مردم است.✅أَفعَل+ منأُریدُ سَراویلَ أَفضَلَ من هذهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 15:22

«مَن طَلَبَ شیئاً وَ جَدَّ وَجَدَ.»معنی: هرکس چیزی را بخواهد و بکوشد، مییابد.لا مُشکِلَهَ قادِرَهٌ عَلیٰ هَزیمَهِ الشَّخصِ الَّذی یَتَوَکَّلُ عَلَی اللّهِ وَ یَعتَمِدُ عَلیٰ نَفسِهِ وَ قُدُراتِهِ.معنی: هیچ مشکلی نیست که قادر به شکست شخصی باشد که به خدا توکل میکند و به خودش و توانمندی هایش تکیه میکندکَثیرٌ مِنَ النّاجِحینَ أَثاروا إعجابَ الْآخَرینَ؛معنی: بسیاری از افراد موفّق، موجب شگفتیِ دیگران شدهاند؛مَعَ أَنَّهُم کانوا مُعَوَّقینَ أوْ فُقَراءَ أَو کانوا یُواجِهونَ مَشاکِلَ کَثیرَهً فی حَیاتِهِم، معنی: با وجود اینکه معلول، یا فقیر بودهاند، یا در زندگیشان با مشکلات بسیار رو به رو بودهاند،وَ مِنْ هٰؤلاءِ:معنی: از آن جمله:اَلْأُستاذُ مَهدیّ آذَریَزدیّ وَ هوَ أَشهَرُ کاتِبٍ لِقِصَصِ الْأَطفالِ، معنی: استاد مهدی آذریزدی نامدارترین نویسندهٔ داستانهای کودکان،فِی السَّنَهِ الْعِشرینَ مِن عُمرِهِ کانَ عامِلاً بَسیطاً، معنی: در سنّ بیست سالگی کارگری ساده بود،ثُمَّ صارَ بائِعَ الْکُتُبِ، معنی: سپس کتاب فروش شد،وَ لَمْ یَذهَبْ إلَی الْمَدرَسَهِ فی حَیاتِهِ.معنی: و در (طولِ) زندگیاش به مدرسه نرفته بود.هیلین کیلِر عِندَما بَلَغَتْ مِنَ الْعُمرِ تِسعَهَ عَشَرَ شَهراً، معنی: هِلِن کِلِر هنگامی که به نوزده ماهگی رسید،أُصیبَتْ بِحُمّیٰ صَیَّرَتْها طِفلَهً عَمیاءَ صَمّاءَ بَکْماءَ؛معنی: دچار تبی شد که او را کودکی نابینا، ناشنوا و لال گردانید.فَأَرْسَلَها والِداها إلیٰ مُؤَسَّسَهٍ اجْتِماعیَّهٍ لِلْمُعَوَّقینَ.معنی: پدر و مادرش او را به مؤسّسهٔ اجتماعی معلولان فرستادند.اِسْتَطاعَتْ مُعَلِّمَهُ «هیلین» أَنْ تُعَلِّمَها حُروفَ الْهِجاءِ وَ التَّکَلُّمَ عَنْ طَریقِ اللَّمْسِ وَ الشَّمِّ؛معنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 12:47

تأثیرُ اللُّغَهِ الْفارِسیَّهِ عَلَی اللُّغَهِ الْعَرَبیَّهِمعنی: تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی اَلْمُفرَداتُ الْفارِسیَّهُ دَخَلَتِ اللُّغَهَ الْعَرَبیَّهَ مُنذُ الْعَصرِ الْجاهِلیِّ، معنی: واژگان فارسی از دورۀ جاهلی وارد زبان عربی شدند،فَقَدْ نُقِلَتْ إلَی الْعَرَبیَّهِ أَلفاظٌ فارِسیَّهٌ کَثیرَهٌ بِسَبَبِ التِّجارَهِ وَ دُخولِ الْإیرانیّینَ فِی الْعِراقِ وَ الْیَمَنِ،معنی: کلمات فارسیِ بسیاری به دلیل بازرگانی و ورود ایرانیان به عراق و یمن به زبان عربی منتقل شد.وَ کانَتْ تِلکَ الْمُفرَدات تَرتَبِطُ بِبَعضِ الْبَضائِعِ الَّتی ما کانَتْ عِندَ الْعَرَبِ کَالْمِسکِ وَ الدّیباجِ.معنی: و آن واژگان به برخی کالاها مربوط میشد که عرب نداشت مانند مشک و ابریشم.وَ اشْتدَّ النَّقلُ مِنَ الْفارِسیَّهِ إلَی الْعَرَبیَّهِ بَعدَ انْضِمامِ إیران إلَی الدَّولَهِ الْإسلامیَّهِ.معنی: و انتقال از فارسی به عربی پس از پیوستن ایران به دولت اسلامی شدّت گرفت.و فِی العْصَرِ الْعَبّاسیِّ ازْدادَ نُفوذُ اللُّغَهِ الْفارِسیَّهِ حینَ شارَکَ الْإیرانیّونَ فی قیامِ الدَّولَهِ الْعَبّاسیَّهِ عَلیٰ یَدِ أَمثالِ أبی مُسلِمٍ الْخُراسانیِّ وَ آلِ بَرمَک.معنی: و در دوره عبّاسی هنگامی که ایرانیان در برپایی دولت عبّاسی به دست امثال ابومسلم خراسانی و خاندان برمک شرکت کردند نفوذِ زبان فارسی افزایش یافت. وَ کانَ لِابْنِ الْمُقَفَّعِ دَوْرٌ عَظیمٌ فی هذَا التَّأثیرِ،معنی: و ابن مقفّع نقش بزرگی در این اثرگذاری داشت،فَقَد نَقَلَ عَدَداً مِنَ الْکُتُبِ الْفارِسیَّهِ إلَی الْعَرَبیَّهِ، مِثلُ کَلیلَه وَ دِمنَه.معنی: [او] تعدادی از کتابهای فارسی مانند کلیله و دمنه را به عربی برگرداند.وَ لِلْفیروزآبادیِّ مُعْجَمٌ مَشْهورٌ بِادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 12:47

یا الهییا إلٰهی، یا إلٰهی / یا مُجیبَ الدَّعَواتِای خدای من، ای خدای من، ای پاسخ دهنده [برآورنده] به دعاهااِجْعَلِ الْیوْمَ سَعیداً / وَ کَثیرَ الْبَرَکاتِامروز را خوش اقبال و پر برکت بگردان [قرار بده].وَ امْلأ الصَّدْرَ انْشِراحاً / وَ فَمی باِلْبَسَماتِو سینه ام را از شادمانی و دهانم را از لبخند[ها] پر کن.وَ أعنّی فی دُروسی / وَ أَداءِ الواجِباتِو مرا در درسهایم و انجام تکالیف یاری کن.وَ أَنِرْ عَقْلی وَ قَلْبی / بِالْعُلومِ النّافِعاتِو خردم و دلم را با دانشهای سودمند روشن کن [نورانی کن].وَ اجْعَلِ التَّوْفیقَ حَظّی / وَ نَصیبی فی الْحَیاهِو موفقیت را بختم و بهره ام در زندگی قرار بده.وَ امْلَأ الدُّنیا سَلاماً / شامِلاً کُلَّ الْجِهاتِو گیتی را از آشتی فراگیر در همه جهتها پر کن.وَ احْمِنی وَ احْمِ بلِادی / مِنْ شُرورِ الحادِثاتِو من و کشورم را (سرزمینم را) از پیشامدهای ناگوار نگه دار. نوشته شده توسط دکتر همت دادرس در شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 12:47

متن و ترجمه درس ششم عربی یازدهم انسانیاِرْحَموا ثَلاثَهً.معنی: به سه تن رحم کنید.أَسَرَ الْمُسْلِمونَ فی غَزوَةِ طَیِّءَ «سَفّانَةَ» ابْنَةَ «حاتِمٍ الطّائیِّ» الَّذی یُضْرَبُ بِهِ الْمَثَلُ فِی الْکَرَمِ،معنی:مسلمانان در جنگ طیء، سفّانه دختر حاتم طائی را که در بخشش به او مثل زده می شود اسیر کردند.وَ لَمَا ذَهَبَتْ مَعَ الْأَسْریٰ إلیٰ رَسولِ اللّهِ (ص)،معنی:و هنگامی که همراه اسیران نزد فرستادهٔ خدا رفت.قالَتْ لَهُ: إنَّ أَبی کانَ سَیِّدَ قَومِهِ، یَفُکُّ الْأَسیرَ وَ یَحْفَظُ الْجارَ وَ یَحْمِی الْأَهلَ وَ الْعِرْضَ وَ یُفَرِّجُ عَنِ الْمَکْروبِ، وَ یُطْعِمُ الْمِسکینَ، وَ یَنْشُرُ السَّلامَ، وَ یُعینُ الضَّعیفَ عَلیٰ شَدائِدِ الدَّهرِ، وَ ما أَتاهُ أَحَدٌ فی حاجَةٍ فَرَدَّهُ خائِباً، أَنا ابْنَةُ حاتِمٍ الطّائیِّ.معنی:به او گفت: قطعاً پدرم سَور قوم خودش بود، اسیر را آزاد میکرد، همسایه را حفظ میکرد، و از خانواده و ناموس (آبرو) حمایت میکرد، و اندوه غمگین را برطرف میکرد، و به درمانده غذا میداد، و صلح را پخش میکرد، و ناتوان را بر گرفتاریهای روزگار یاری میکرد و کسی برای نیازی نزد او نمیآمد که ناامید برگردد، من دختر حاتم طائی هستم.فَقالَ النَّبیُّ: «هٰذِهِ صِفاتُ الْمُؤمِنینَ حَقّاً؛ اُتْرُکوها فَإنَّ أَباها کانَ یُحِبُّ مَکارِمَ الْأَخلاقِ؛ وَ اللّهُ یُحِبُّ مَکارِمَ الْأَخلاقِ». ثُمَّ قالَ:معنی:پس پیامبر فرمود: این به راستی صفتهای مؤمنان است. او را رها کنید؛ زیرا پدرش بزرگواریهای اخلاق را دوست میداشت؛ و خدا بزرگواریهای اخلاق را دوست میدارد. سپس فرمود:﴿اِرْحَموا عَزیزاً ذَلَّ، وَ غَنیّاً افْتَقَرَ، وَ عالِماً ضاعَ بَینَ جُهّالٍ﴾.معنی:رحم کنید به ارجمندی که خوار شد،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 12:01

ترجمه و متن درس ششم عربی پایه یازدهم تجربی و ریاضیآنّه ماری شیمِل :تُعَدُّ الدُّکتورَهُ «آنّه ماری شیمِل» مِن أَشهرَِ الْمُستَشرِقینَ. معنی: دکتر آنه ماری شیمل از مشهورترین خاورشناسان شمرده میشودوُلِدَتْ فی «أَلْمانیا» وَ کانَتْ مُنذُ طُفولَتِها مُشتاقَهً إلیٰ کُلِّ ما یَرْتَبِطُ بِالشَّرقِ وَ مُعجَبَهً بِإیران.معنی: در آلمان متولّد شد. از هنگامِ کودکیاش مشتاق به هر چیزی بود که به شرق ارتباط داشت و شیفتۀ ایران بود.کانَ عُمرُها خَمسَهَ عَشَرَ عاماً حینَ بَدَأَتْ بِدِراسَهِ اللُّغَهِ الْعَرَبیَّهِ.معنی: وقتی شروع کرد به تحصیل زبان عربی، ۱۵ سالش بود.حَصَلَتْ عَلیٰ شَهادَهِ الدُّکتوراه فِی الْفَلْسَفَهِ وَ الدِّراساتِ الْإسلامیَّهِ وَ هیَ فِی التّاسِعَهَ عَشْرَهَ مِن عُمرِها؛معنی: مدرک دکترای فلسفه و مطالعات اسلامی را در حالی که ۱۹ ساله بود به دست آورد؛تَعَلَّمَتِ اللُّغَهَ التُّرکیَّهَ وَ دَرَّسَتْ فی جامِعَهِ أَنقَرَه.معنی: زبان ترکی را یاد گرفت و در دانشگاه آنکارا تدریس کرد.کانَتْ شیمِل تَدعو الْعالَمَ الْغَربیَّ الْمَسیحیَّ لِفَهمِ حَقائِقِ الدّینِ الْإسلامیِّ وَ الِاطِّلاعِ عَلَیهِ. معنی: شیمل جهان مسیحی غرب را به فهم حقایق دین اسلام و حقایق از آن دعوت میکردوَ هٰذَا الْعَمَلُ رَفَعَ شَأنَها فی جامِعاتِ الدُّوَلِ الْإسلامیَّهِ، معنی: و این کار جایگاه و مقامش را در دانشگاه های دولتهای (کشورهای) اسلامی بالا برد،فَحَصَلَتْ عَلیٰ دُکتوراه فَخریَّهٍ مِنْ جامعاتِ السِّندِ وَ إسلام آباد وَ بیشاوَر وَ قونیَه وَ طهران.معنی: پس دکترای افتخاری از دانشگاههای سند، اسلام آباد، پیشاور، قونیه و تهران به دست آورد.إنَّها تَعَلَّمَتْ لُغاتٍ کَثیرَهً مِنهَا الْفارسیَّهُ وَ الْعَرَبیَّهُ وَ الادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 12:01

الدرس الرابع: الفرزدقالَفْرَزْدَقُ مِنْ شُعَراءِ العْصْرِ الْأمُویِّ. وُلدِ فی مِنطقَهٍ بِالکْوَیتِ الحْالیَهِ عامَ ثلَاثهَ وَ عِشْرینَ بَعْدَ الْهِجرَهِ، وَ عاشَ بِالْبَصرَهِ.فرزدق از شاعران روزگار اموی است. او در منطقه ای در کویت به سال بیست و سه هجری متولد شد و در بصره زندگی کرد.فی یَوْمٍ مِنَ الْأیّامِ جاءَ بِهِ أَبوهُ إلیٰ أَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلیٍّ ، فَسَألَهُ الْإمامُ عن وَلدهِ؛ فَقالَ:روزی از روزها پدرش او را نزد امیر مؤمنان علی آورد و امام از وی درباره پسرش پرسید و او گفت:«هٰذَا ابْنی یکادُ یکونُ شاعِراً عَظیماً.»ترجمه: این پسرم نزدیک است که شاعری بزرگ شود.فَقالَ الْأمامُ لِوالدهِ: «عَلّمْهُ القرآنَ.»ترجمه: پس امام به پدرش گفت: قرآن بیاموزش؛فَعَلَّمَهُ الْقُرآنَ تَعلیماً؛ ثُمَّ رَحَلَ الفرَزدَقُ إلیٰ خُلَفاءِ بنَی أمُیه بِالشّامِ، وَ مَدَحَهُم وَ نالَ جَوائزهُم.ترجمه: پس [پدر فرزدق] بی گمان به او قرآن آموخت؛ سپس[فرزدق] به نزد خلیفگان اموی در شام کوچید و آنها را ستود و جایزه های ایشان را به دست آورد.کانَ الفَرَزدق مُحِبّا لِأهلِ البْیتِ وَ کانَ یسْتُرُ حُبَّهُ عِندَ خُلَفاءِ بَنی أُمَیهَ؛ وَلٰکِنَّهُ جَهرَ بِهِ لمَّا حَجَّ هِشامُ بن عَبدالملکِ فی أیامِ أبیهِ.ترجمه: فرزدق دوستدار اهل بیت بود و دوستی اش را [نزد] در دربار خلفای بنی امیه می نهفت؛ ولی هنگامی که هشام بن عبدالملک در روزگار پدرش حج می گزارد، آن را آشکار کرد.فَطافَ هِشامٌ وَ لَمّا وَصَلَ إلَی الْحَجَرِ لَمْ یقْدِرْ أن یستلِمَهُ لکِثْرَهِ الِإزْدِحامِ،ترجمه: پس هشام طواف کرد و وقتی که به حجر الأسود رسید نتوانست که آن را به خاطر شلوغی بسیار مسح کند.فَنُصِبَ لَهُ مِنْبَرٌ وَ جَلسَ عَلیهِ جُلوسَ الْأُمَراءِ ینَظْرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 12:01

ترجمه متن درس چهارم پایه دوازدهم انسانینظام الطبیعةفَیتمّ التوازُنُ فِی الطبَّیعَهِ مِنْ خِلالِ وُجودِ رَوابط مُتدَاخِله بینَ الکْائنِاتِ الحیَّهِ وَ بیئَتِها،ترجمه: تعادل در طبیعت از راه وجود روابط کاملاً در هم تنیده میان موجودات زنده و محیط آنها انجام میشود؛وَلکِٰنْ ظَلَمَ الْإنسانُ الطَّبیعَهَ فی نَشاطاتِهِ الَّتی تُؤَدّی إلَی اخْتِلالِ هٰذَا التَّوازُنِ ظلماً واسِعاً!ترجمه: انسان در فعّالیّتهایش که منجر به به هم خوردنِ (اختلال) این تعادل می شود، چقدر نسبت به طبیعت ستمگر است!و الْآنَ لِنقَرْأَ هذِٰه القْصِّه قرِاءهَ دقَیقهَ لکی نطّلع عَلیٰ أَفْعالِ الْإنسانِ الْمُخَرِّبَهِ لِلْبیئَهِ:ترجمه: اینک باید این داستان را با دقّت بخوانیم تا از کارهای ویرانگرِ انسان نسبت به محیط زیست آگاه (مطّلع) شویم.یحکیٰ أنَّ مزُارعِا کانَتْ لَهُ مَزرَعَهٌ کَبیرَهٌ فیها خَضْراواتٌ وَ أَشجارٌ کَثیرَهٌ.ترجمه: حکایت می شود که کشاورزی کشتزار بزرگی داشت که در آن سبزیجات و درختان بسیاری بودوَ کانَ یُرَبّی فی مَزرَعَتِهِ أنَواعَ الطُّیورِ،ترجمه: و در کشتزارش گونه های پرندگان پرورش می داد،ذاتَ یَومٍ لاحَظَ الْمُزارِعُ أنَّ عَدَدَ أفَراخ الطُّیورِ یَنْقُصُ تدَریجیّا.ترجمه: یک روز کشاورز ملاحظه کرد که شمار (تعداد) پرندگان، اندک اندک (به تدریج) کم می شود. (رو به کاهش است.)هُناکَ بوماتٌ کَثیرَهٌ فی مِنطَقَتِکُم!؟»ترجمه: کارشناس به او گفت: «چگونه امکان دارد؟، در حالی که جغد های بسیاری در منطقه شما وجود دارد؟!»قالَ لَهُ الْمُزارِعُ: «إنّی تَخَلَّصْتُ مِنَ الْبوماتِ بِقَتْلِ الْکَثیرِ مِنْها.»ترجمه: کشاورز به او گفت :« من بی گمان با کشتن بسیاری از آنها از [دست] جغدها خلاص شدم.»قالَ الْخَبیرُ: « یا لَهُ مِنْ عَادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 15:31

ترجمه متن درس پنجم عربی دهم رشته انسانی ، تجربی و ریاضیهٰذا خَلْقُ اللهِمعنی: این آفرینش خداوند است.اَلْغَوّاصونَ الَّذینَ ذَهَبوا إلَی أَعماقِ الْمُحیطِ لَیلاً، معنی: غواصهایی که شبانه به اعماق اقیانوس رفتندشاهَدوا مِئاتِ الْمَصابیحِ الْمُلَوَّنَهِ الَّتی یَنبَعِثُ ضَوؤُها مِنَ الْأَسماکِ الْمُضیئَهِ،معنی: صدها چراغ های رنگارنگ را دیدهاند که نورشان از ماهیهای درخشنده فرستاده میشود.وَ تُحَوِّلُ ظلَام الْبَحرِ إلَی نَهارٍ مُضیءٍ یَستَطیعُ فیهِ الْغَوّاصونَ الْتِقاطَ صُوَرٍ فی أَضواءِ هذِهِ الْأَسماکِ.معنی: و تاریکی دریا را به روشنایی روز تبدیل میکنند که غواص ها میتوانند در نور این ماهی ها عکس بگیرند.اِکْتَشَفَ الْعُلَماءُ أَنَّ هذِهِ الْأَضواءَ تَنبَعِثُ مِن نَوعٍ مِنَ الْبَکتیریا الْمُضیئَهِ الَّتی تَعیشُ تَحتَ عُیونِ تِلْکَ الْأَسماکِ.معنی: دانشمندان کشف کردهاند که این روشناییها از گونهای باکتری درخشانی که زیر چشمان این (آن) ماهیها زندگی میکنند ارسال میشود.هَل یُمکِنُ أَن یَستَفیدَ الْبَشَرُ یوَماً مِنْ تلِْکَ الْمُعجِزَهِ الْبَحریَّهِ،معنی: آیا ممکن است که روزی بشر از آن معجزهی دریایی استفاده کندوَ یَستَعینَ بِالْبَکتیریا الْمُضیئَهِ لِإنارَهِ الْمُدُنِ؟معنی: و کمک بگیرد از آن باکتری برای روشن کردن شهرها؟رُبَّما یسَتطَیعُ ذلِٰکَ، لِأَنَّهُ «مَنْ طلَبَ شَیئاً وَ جَدَّ وَجَدَ.»معنی: شاید بتواند این (آن) کار را انجام دهد؛ زیرا هرکس چیزی بخواهد و تلاش کند مییابد.إنَّ لِسانَ الْقِطِّ سِلاحٌ طِبّیٌّ دائِمٌ، لِأَنَّهُ مَملوءٌ بِغُدَدٍ تُفْرِزُ سائِلاً مُطَهِّراً، فَیَلْعَقُ القِْطُّ جُرْحَهُ عِدَّهَ مَرّاتٍ حَتَّی یَلْتَئِمَ.معنی: بیگمان زبان گربه سلاح پزشکی همیشگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار رضاپور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 15:31

صفحه بندی